يه روز دختره و پسره داشتن تو خيابون قدم ميزدن دختره بر ميگرده به دوست پسرش ميگه : دوس داري اونجائي رو كه ديروز آمپول زدم رو نشونت بدم ؟پسره همچين با هول ميگه آره آره .. دختره ميگه : اون ساختمون روبروئي طبقه دوم
بيژن:آقاي فروشنده اين تلويزيون رنگي چنده؟فروشنده:چي ميگي آقا اين كه تلويزيون نيست اين آكواريومه.بيژن:جون من راست ميگي؟من فكر كردم اين تلويزيونه كه داره راز بقا نشون ميده
يه بار يه ايراني با يه ژاپني عروسي ميكنه بچه كه به دنيا مياد چشمش تنگ ميشه باسنش گشاد
به يك نفر مي گويند با اختا پوس جمله بساز گفت: اُخ تا پوسم سياه نشده برم تو سايه
زندگي 3ركن داره: 1_ عاشق هيچ كس نشين 2_ اگرم عاشق شدي واسه معشوقت بمير 3_اگرم مردي خاك بر سر بي جنبت كنن
يه بار يه هويچ بامادرش ميره بيرون يهو وسط خيابون ميگه مامان من آب هويچ دارم.
دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد ميخوريد يا با سس گوجه فرنگي؟
از بس بزرگه از زير شلوارم معلومه نميدونم كجا جاش بدم هر وقت ميخوام ازش استفاده كنم روم نميشه درش بيارم عجب كوفتيه اين نوكيا3310
يه روز يه صندوق صدقات قرص اكس مي خوره وام مسكن ميده
يه معتادبه دوستش ميگه:شالي چندبارميري دشتشويي؟معتادميگه:يدونه بهار_ يدونه تابشتون_ يدونه پاييژ_يدونه ژمشتون اون يكي معتادميگه:باباپش بگواشهال داري ديگه.
یکی میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت میکنه
يه آشغاليه مياد خونه فریدون زنگ ميزنه ميگه آشغال داريد..فریدون خانمش صدا ميزنه ميگه خانوم آشغال داريد..خانمه ميگه بعله فریدون ميگه : بعله داريم نميخايم
يه مرده تو رستوران غذاش و مي زاره روي ميز و مي ره دستشويي براي اينكه كسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي زاره كنارش كه كسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي كنه قهرمان بوكس. بعد مياد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته كه نوشته: من غذاتو بردم. قهرمان دو !
شيطون اكس ميزنه ، مردم رو به راه راست هدايت مي كنه
تو شهر حكومت نظامی بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدی در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صدای گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختی رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسی پرسيد كه عمرا تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!
يك سری از دانشمندا داشتن روی مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضی دان را انتخاب می كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحی ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكی ميشن، اين سری جراحی ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتی بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكی...اوچ...دورد...بش....التی....يدی!!!
تو جزيره آدمخورا يك بابايی ميره ساندويچ فروشی، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصبانی ميشه ميگه: يعنی چی؟ مگه سرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزی نمیگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلی شاكی ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزی نمیگه و پول و ميده و ساندويچش رو میخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكی ميشه و ساندويچ رو میكوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!اين چه مسخره بازيه درآوردی؟!! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكی مغز تركه،بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!
يك بنده خدايی كلهش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلمونی، يارو ازش ميپرسه: چه مدلی بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تی بكش!!!