تبليغاتX
جوک های خفن ... عکس های جالب ... سرگرمی - جوک های متفرقه 18

جوک های خفن ... عکس های جالب ... سرگرمی

جوک های متفرقه 18

يه معلمي از شاگردش ميپرسه بگو ببينم سطل رو با كدوم ت مينويسن. شاگرد : اگه سطل دسته داشت با ت دسته دار واگه دسته نداشت با ت دو نقطه

 

يك شخصي از بالاي درخت مي افته پاش ميشكنه ميبرنش پيش دكتر ،دكتربراش داروي كِرم مي نويسه مگه چرا اينو نوشتي دكتر میگه چون اگر كرم نداشتي بالاي درخت نميرفتي

 

 سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در

آدم ها دو دسته هستن يه دسته مگس روشون ميشينه يه دسته مگس روشون نميشينه اونايي که مگس روشون ميشينه خيلي گهن اونايي هم که مگس روشون نميشينه هيچ گهي نيستن

دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟ميگه: آخه جولابات صولتيه

 

به زنه میگن: چی شد این دفعه فقط 1 ساعت با تلفن حرف زدی تو که هیچ وقت کمتر از 3 ساعت صحبت نمیکردی؟ زنه میگه: آخه اشتباه گرفته بودم

ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل

سالروز ولادت يگانه منجي عالم مستي. اختر تابناك عيش ونوش. عشق و حال. زكريايي رازي بر تمام الكلي هاي بالاي 55% (الکل گندمي!) مبارك باد

 

يه روز دو تا خالي بند واسه هم خالي ميبستن اولي ميگه ما يه كوه كناره خونه داريم هر وقت ميگي حميد دو سه بار ميگه حميد.حميد.حميد بعد اون يكي ميگه اين كه كاري نيست ما يه كوه داريم وقتي ميگي حميد ميگه كدوم حميد.

 

به بسیجی می گن ساعت چند است می گه هرچی آقا بگه

 

اگه گفتي فرق منشي خوب بامنشي خيلي خوب چيه منشي خوب صبح كه ميشه ميگه صبح بخير رييس منشي خيلي خوب ميگه صبح شد رييس

 

میدونید به زنی که حامله نمیشه چی میگن؟   Water proof

 

خدا روز اول زمين را خلق كرد و خوشحال شد.گفت چه زيباست. روز دوم آسمان را خلق كرد و باز هم خوشحال شد. گفت چه زيباست. روز سوم مرد را خلق كرد و باز هم گفت چه زيباست. روز چهارم زن را خلق كرد و گفت ااااامممممممممم اشكال نداره آرايش ميكنه خوشگل ميشه

 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، ! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلی

 

يك كسي تازه مرده بود وقتي كه به آن دنيا رفت ديد كه جهنمي ها جشن گرفته اند وبهشتي ها گريه ميكنند آن مرد از يكي از جهنمي ها پرسيد كه چه شده گفت پرونده هاگم شده وبهشتي هاهر چه در آن دنيا كرده اند بي نتيجه مانده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 13:23  توسط محمود   |