مطالب ارسالی دوستان
تركه رشتيه رو تو خيابون ميبينه، بهش ميگه: سلاااام اكبر آقاي گل! رشتيه ميگه: ديگه سلام بي سلام، خانم مُرد ( فرستنده : مینا خانم )
زنه ميره ميوه فروشي، ميگه: آقا خيار كيلو چنده؟ يارو ميگه: دويست پنجاه تومن. زنه مانتو شو باز ميكنه، ميگه:حالا چنده؟ يارو ميگه: دويست تومن! زنه پيرهنشو درمياره، ميگه: حالا چند؟ يارو ميگه: صد و پنجاه تومن! زنه دامنشم درمياره ميگه حالا چند؟ يارو ميگه صد تومن! خلا صه زنه همينجوري لباساشو در مياره يارو هم ميگه: پنجاه تومن، بيست تومن، ده تومن، پنج تومن، چهار تومن، سه تومن، دو تمون، يه تومن،..آااااه!.... دويست و پنجاه تومن ( فرستنده : مینا خانم )
تركه با دوستش داشته جدول حل ميكرده، از رفيقش ميپرسه:اكبر، آلت تناسلي زن چيه كه دو حرفيه؟! رفيقش ميگه: عمودي يا افقي؟ ميگه: افقيه. ميگه : خوب خره معلومه ديگه، لب ( فرستنده : مینا خانم )
تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمي زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، مي بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه ( فرستنده : مینا خانم )
يك پيرزنه ميخواسته بره مجلس ختم، چشمش خوب نميبينه، اشتباهي در خونه همسايه رو ميزنه. از قضا تو اون خونه هم سه تا پسره فيلم سوپر ديده بودن و اساسي راست كرده بودند. پير زنه مي پرسه: ننه جون اينجا مجلس ختمه؟ ميگن :آره ننه، اونم چه مجلسي! خلاصه ميارنش تو خونه و سه ساعت اساسي ميكننش. وقتي كارشون تموم ميشه، پيرزنه همينجور كه داشته بندوبساطشو جمع ميكرده كه بره، برمي گرده ميگه: ننه جون، مشمول الذمه ايد اگه شب سه و هفت و چهلم اون مرحوم منو دعوت نكنيد ( فرستنده : مینا خانم )
يه روزي تركه مياد تو آب نگاه مي کنه و عکس خودشو ميبينه بعد ميگه: جل الخالق! اسب آبي ديده بوديم ولي خر آبي نديده بوديم ( فرستنده : آقای علی رجبی )
عبود داشته نوحه ميخونده که وسط نوحه اش شاشش مي گيرد!بعد به پسرش ميگه بيا تو جاي من مجلس رو. گرم کن تا برگردم-پسر الاغش هم ميخونه که: بزنيد بر سر و سينه- که عبود رفته برينه!( فرستنده : آقای علی رجبی )
تركه با زنش مي ره سينما كنترل چي با چراغ قوه به طرفشون مياد . تركه به زنش ميگه برو كنار داره موتور مياد.( فرستنده : آقای علی رجبی )
ميدوني فرق گاو با زيدان چيه؟ گاو اول بهش قرمز نشون ميدن بعد شاخ ميزنه ولي زيدان شاخ ميزنه بعد بهش قرمز نشون ميدن( فرستنده : آقای علی رجبی )
يه ترك به يه ترك ديگه ميگه چند سالته؟
ترك اول ميگه 227
دومي- 227 ؟؟؟؟!!!
ترك اول – خوب آخه جديدا يه 2 به اولش اضافه شده
- –آخه احمق جون اون که فقط ماله تهرانه ( فرستنده : آقای علی رجبی )
ترکه تو توالت غش مي کنه وقتي به هوش مياد ميگه : من کيم... اينجا کجاست... کي منو ريده؟!!!( فرستنده : آقای علی رجبی )
تركه پيراهن مشكي پوشيده بود. گفتند: خدا بد نده چي شده؟ گفت: انگشت بابام رفته زير تريلي! گفتند: خب اين كه پيراهن مشكي پوشيدن نداره! گفت: آخه انگشت بابام توي دماغش بوده ( فرستنده : آقای علی رجبی )
دو تا ترک به تاکسي ميگن: آقا 3 نفر تا تجريش چقدر ميگيري؟ راننده ميگه: شما که 2 نفر هستيد ! ترکه ميگه: مگه خودت نميخواي ( فرستنده : آقای علی رجبی )
صداي تو چون صداي آبشار است
نگاهت چون نگاه خورشيد
و قدت به سان سروي بلند
خودمونيم هيچيت به آدمي زاد نمي خوره ( فرستنده : آقای علی رجبی )
تركه ميره جوراب فروشي ميگه يه جوراب ميخوام. فروشنده ميگه: مردونه . تركه دستشو ميبره جلو به فروشنده دست ميده ميگه : مردونه ( فرستنده : آقای علی رجبی )
تركه ميره دستشوئي زنانه ميگيرنش ميگن کوري نميبيني زنونست؟ ميگه من چکار کنم اونجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه ( فرستنده : آقای علی رجبی )
تركه نذر ميكنه اگه دانشگاه قبول بشه مادرش رو پياده بفرسته كربلا ( فرستنده : آقای علی رجبی )
قربوت برم عزيز خوشگل ...
كوچولو ...
باربي ...
جيگر ..
نمكي ...
نون خشكي دمپاي پاره پلاستيك آب گرم كن سماور شكسته خريداريم ( فرستنده : آقای علی رجبی )
يه روز يه چوپونه ميره خواستگاري، پدر عروس ازش مي پرسه شغل شما چيه؟
چوپونه ميگه: مهندس كامپيوتر،
پدر عروس مي گه: چه جالب، نرم افزار يا سخت افزار؟
چوپونه مي گه: پشم افزار
بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره جفت ميكنه،: . ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون!!! ( فرستنده : آقای علی رجبی )
ترکه به زنش ميگه نمي دونم چرا چند شبه که وقتي ميرم دستشويي چراغش خود بخود روشن ميشه!؟ زنش ميگه: خاک بر سرت غضنفر ! ايلده دوباره رفتي تو يخچال کثافت کاري کردي ( فرستنده : آقای علی رجبی )
تركه از دانش آموزانش پرسيد : اگر طول اتاقي پنج متر باشد و عرض آن سه متر باشد من چند سالم هست؟!!!! يكي از دانش آموزان گفت : 48 سالتونه. تركه گفت : از كجا فهميدي پسرم؟ دانش آموز گفت : از اونجايي كه يك پسرخاله دارم نيمچه خل هست و 24 سال داره. با اين حساب شما 48 سال داريد ( فرستنده : آقای علی رجبی )
بين يه تهروني ، رشتي و تركه مسابقه ميزارن كه هركي هر حيووني رو ديد واسش يه شعر بخونه تهرونيه كلاغ ميبينه ، ميخونه : كلاغ دم سياه قار قارو سركن ... رشتيه كفتر ميبينه ، ميخونه : كفتر كاكل به سر هاي هاي ... تركه ميگرده هيچ حيوني رو نميبينه! يه دفعه يه كره خر ميبينه ذوق ميكنه ميگه : چشمات و واكن و ببين .. ببين كه بابا اومده ( فرستنده : آقای علی رجبی )
از يک ترکه ميپرسن "شما مغز خر خورديد؟"
ترکه ميگه" نه ولي يکبار خر مغز منو خورد بهش دکتراي افتخاري ادبيات ترکي دادند." ( فرستنده : آقای علی رجبی )
ترکه از خواب پا ميشه ميزنه پس کله خودش به خودش مي گه: چطوري حيوون ؟ ( فرستنده : آقای علی رجبی )
ترکه ترکه توي اردبيل فرمانده پادگان شده بود. در پايان سال به حسابدار گفت: من همه حساب ها رو کنترل کردم، همه اش درست بود، فقط يکي رو نمي شناسم که بشدت بهش مشکوکم و از همه هم بيشتر پول مي گيره و تا به حال هم اون رو نديدم. حسابدار پرسيد: قربان! اسمش چيه؟ ترکه گفت: اسمش جمع کل و هميشه هم اسمش رو آخر همه مي نويسه ( فرستنده : آقای علی رجبی )
ژاپنيه مياد ايران دستاشو ميگيره رو تخماش.ميگن براچي اينجوري؟ميگه:آخه شنيدم ايرانيا عاشق تخمه ژاپنين! ( فرستنده : آقای علی رجبی )
ترکه داشت عقب اتوبوس ميريده
راننده ميگه مرتيكه اين چه كاريه ميكني؟
ترکه گفت: وقتي سوار شدم خودت گفتي برين عقب اتوبوس ( فرستنده : آقای علی رجبی )
رزم virus و رستم
کنون رزم virus ورستم شنو/دگر ها شنيدستي اين هم شنو
که اسفنديارش يکي disk داد/بگفتا به رستم که اي نيکزاد
دراين disk باشد يکي file ناب/که بگرفتم از site افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار/که من گشنه ام نون سنگک بيار
جوابش چنين داد خندان طرف/که من نون سنگک ندارم به کف
برو حال مي کن بدين disk هان/که هم نون وهم آب باشد در آن
تهمتن روا شد سوي خانه اش/شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد mini tower اش/بزد ضربه بر دکمه powerاش
دگر صبر و آرام وطاقت نداشت /مر آن disk را در driveاش گذاشت
نکرد هيچ صبر ونداد هيچ نفت /يکي list از root ديسکت گرفت
در آن ديسک ديدش يکي file بود /بزدenter آنجا و اجرا نمود
کز آن يک demo شد پس از آن عيان /ابا فيلم و موزيک و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش کرد hang /که رستم در آن ماند مبهوت ومنگ
چو رستم دگر باره reset نمود /همي کرد hang و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد / ز بخت بد خويش فر ياد زد
چو تهمینه فریاد رستم شنود /بیامد که لیسانس رایانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش /وز آن disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش /یکی دیسک bootable آورد پیش
یکی toolkit,hard اندرش /چو کودک که گردد پی مادرش
به ناگه یکی رمز virus یافت /پی حذف امضاء ایشان شتافت
چو virus را نیک بشناختش /مر از boot sector برانداختش
یکی ضربه زد بر سرش toolkit /که هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را /تهمتن به رایانه زد بوس را
چنین گفت تهمینه به شوهرش /که این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خریت مکن /ز رایانه تو اصلا صحبت مکن
قسم خورد رستم به پرورد گار /نگیرد دگر disk از اسفندیار
( شعرطنز ارسالی از آقای علی رجبی )
يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش تف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور ( فرستنده : آقای علی رجبی )
يه ترکه قبر کن بوده بعد يه روز داشته يه مرده هرو خاک مي کرده که يهو مرده زنده ميشه و همه فرار مي کنن.بعد ترکه با بيل مي زنه تو سر طرف و يارو مي ميره! ترکه داد مي زنه: نترسيد من کشتمش( فرستنده : آقای علی رجبی )
ترکه رشتش دامپروري بوده-روش نمي شده به کسي بگه. يکي ازش ميپرسه رشته ات چيه؟ ميگه: دامپيوتر...گرايش پشم افزار( فرستنده : آقای علی رجبی )
زندگي مثل ديکتس .... هي مي نويسيم ... هي غلط مي نويسيم
هي پاک مي کنيم ... هي دوباره مي نويسيم ...هي دوباره ....
غافل از اينکه عزرائيل داد ميزنه برگه ها بالا ( فرستنده : آقای علی رجبی )
يه تركه ميخواسته نماز بخونه ميگه الحمدلله رب العالمين.... خدايا سرت و درد نيارم ولا الضالين!!!( فرستنده : آقای علی رجبی )
چه اشتباه بزرگي
براي ابر ، کفن مي دوزيم
براي زمين ، قبر مي کنيم
به دست زمان ، ساعت مي بنديم !( فرستنده : آقای علی رجبی )
عربه تو فرودگاه داشته وارد ايران مي شده يهو دست مامور گمرک ميخوره به چيز بزرگ زير شلوارش . مامور فکر ميکنه اسلحه اس . ميگه کلاشه؟ عربه ميگه نه وولک کله شه ( فرستنده : آقای علی رجبی )
به يه پيرزن 200 ساله ميگن چه آرزويي داري؟ميگه آرزو دارم 6 سال ديگم عمر كنم بشم 206 جوونا سوارم شن!!! ( فرستنده : آقای علی رجبی )
يه سرباز رشتي توي جنگ مي ره دستشويي يه خمپاره ميخوره بهش ميميره.رو سنگ قبرش مي نويسن:اين گل پرپر شده مال رشته رفته بشاشه ديگه برنگشته ( فرستنده : آقای علی رجبی )
آخوند ترك روي منبر صحبت مي كرده ميگفته:روز عاشورا حضرت عباس سوار ذوالجناح بود.يكي از پا منبر ميگه حاج آقا آبرومونو بردي ذوالجناح كه اسب امام حسينه.تركه ميگه آخه بي پدر و مادر تو هيچ وقت موتور داداشتو ازش قرض نميگيري؟؟!! ( فرستنده : آقای علی رجبی )
